تبليغاتX
ایثار-تریل- شهادت

سلام

خیلی وقته کسی حرف از ایثار و شهادت توی وبلاگ ها نمی زد

ما اومدیم یه حرکتی بزنیم

ان شاءا... خود شهدا کمک کنن

یا حق 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 17:25 توسط صابر کرمی

 هیئت عاشقان ثارالله منزل شهید سید رضا حسینی بود جاتون خالی . از دستتون پرید

کاشکی بودید می دیدید چه هیئتی شده بود  با بچه ها تازه از مشهد اومده بودیم اسم شهیدم رضا بود

هیئت امام رضایی بود انگاری امام رضا با سید رضا اونجا بودند .

آخر هیئت به مادر شهیدحسینی گفتیم یه خاطره با یه نصیحت کنه می گفت که رضا استاد من بود به

من درس می داد همیشه رضا ۵ سالش بود پدرش فتح کرد رضا تک پسر بود و همیه به من می گفت

مادر از من راضی باش حتی موقع شهادتش به دوستش گفت به مادرم بگو از من راضی باشه

رضا ایثار داشت رضا اخلاص داشت با چشمای گریون می گفت بعد از رضا من موندم و این خونه و عکس

های رضا .

مادر رضا می گفت ببخشید که کسی رو نداشتم بگه که دم در بفرمایید .

ولی من به این یقیین دارم اون شب رضا میزبان بود .

اینارو گفتم ولی نمی خوام گریت و در بیارم می خوام از این حرفا یه درسی بگیریم آقا پسری که با مادرت

بعد صحبت می کنی حرف مادرت رو گوش نمی کنی مادرت ازت راضی نیست از این به بعد از رضا

حسینی ها درس بگیر که دل مادرت رو نشکنی حرف مادرت رو گوش کنی و همیشه به مادرت احترام

 بگذاری تا خدا و شهدا از تو راضی باشن .

همش در حد رفاقت بود . 

التماس دعا .

دوست دارم .

منتظر نظراتتون هستم . 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 17:21 توسط صابر کرمی